باور کنی یا نه،دوست داشته باشی یا بدت بیاد اوضاع همینه که هست.اینو من نمی گم.جماعت منتظر،خسته و سرمازده ای که ساعت های طولانی زیر بارش برف توی صف پیش خرید بلیط جشنواره مونده بودن ،لابد با خودشون اینو گفتن که حاضر شدن سرما و بدتر از اون بی احترامی رو تحمل کنن برای تماشای یکی دو فیلم دلخواهشون و خرید تحمیلی بلیط چند فیلم دیگه ! آدم ناخودآگاه یاد اون مرد شترفروشی می افته که شترش رو حراج کرده بود،منتها اونو با زنگوله ی گردنش می فروخت! زنگوله ای که قیمتش صدها برابر قیمت شتر بود.
بعد از مراحل سخت تهیه جدول برنامه نمایش،(که علی القاعده باید بطور رایگان در اختیار تماشاگران قرار بگیره!)خیلی زود ملتفت می شی که اوضاع از چه قراره.فیلم "صدسال به این سال ها "ی سامان مقدم که در بخش مسابقه شرکت داده نشده،به درخواست خود کارگردان از بخش میهمان هم حذف شده."دایره زنگی" که بعد از کلی جنجال وحاشیه به جدول راه پیدا کرده ، در صورت مساعد بودن جو (!) تنها سه بار روی پرده می ره.در دو سانس ساعت دو بعد ازظهر و یک سانس هشت شب که رسیدن به دو تایم اول برای خیلی از دانشجوها،دانش آموزان و کسانی که مشاغل دولتی دارند ،آسون نیست.تازه با همه این احوالات هنوز نمی تونی مطمئن باشی دقیقا لیست فیلم هایی که بلیطشونو خریداری کردی توی جشنواره خواهی دید.همه چیز بستگی به نظر فرد یا افراد دیگه ای داره که تصمیم گیرندگان اصلی هستند.تازه بگذریم از این که به هر دانشجو تنها سه گروه بلیط مجموعا از همه بخش های ایرانی ،خارجی، سینمای مستند،فیلم های کوتاه داخلی و خارجی تعلق می گیره که ظاهراً برای انتخابشون باید از تاس استفاده کرد!
گفتنی ها کم نیست.خوشم نمیاد آیه یأس بخونم و بد دلی کنم.اما امیدوارم،فقط امیدوارم درمورد ساعت و روز اکران فیلم ها ،یه کمی فقط یه کمی منصفانه اعمال نظر !!!بشه.آخه شنیدم فیلم یه اثر هنری و فرهنگی ست و یکی از معیارهای ارزیابی وضع فرهنگ و سواد عمومی در جوامع مختلف ،تعداد فیلم های به نمایش در اومده طی یک سال و درصد استقبال از اون هاست... و...


